چکیده
پیوند ناگسستنی و همه سویه نهجالبلاغه با قرآن کریم، از مسائل حائز اهمیت است. یکی از مظاهر این پیوند، اقتباسهای قرآنی نهجالبلاغه است. اهمیت بررسی این اقتباسها به چند امر باز میگردد: نخست، گوناگونی اقتباسهای قرآنی است.
دوم، کارکردهای متفاوت این اقتباسهاست. در این نوشتار میکوشیم با رویکردی تحلیلی این اقتباسها را بررسی کنیم. گونههای اقتباس قرآنی نهجالبلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئی، متغیر، اشارهای و نهایتاً استنباطی. پربسامدترین گونه، اقتباس جزئی است، و پیچیدهترین اقتباس، استنباطی است. کارکردهای اقتباس نیز متعدد است، گاه برای زیبایی افزایی است، گاهی دیگر برای توضیح و تفسیر و زمانی کارکردی دو سویه در سخن دارد، مانند اینکه کارکرد بلاغت افزایی با کارکرد استدلال در یک عبارت گره میخورد.
واژگان کلیدی
قرآن، نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین، اقتباس، اقتباس جزئی، اقتباس اشارهای.
مقدمه
با درخشش آفتاب عالمتاب اسلام و تلألو قرآن کریم، امیران سخن، زبان به اعتراف گشوده، در برابر شیوایی کلام وحی سر تسلیم فرود آوردند. با گسترش اسلام در نقاط مختلف شبه جزیره عربستان و انسپذیری جانوخرد مردم با کتاب الاهی، حافظان قرآن، آیههای نور را برای دیگران تلاوت مینمودند و شاعران پرآوازه، شعر خود را با دُر واژههای آن آزین بستند و حتی برخی شاعران زبانآور وصاحب سخن مانند لبید بن ربیعه عامری (م. ??? میلادی) پس از تشرف به اسلام، از بس شکوه قرآن در جان و دلشان کارگر افتاده بود که از سرودن شعر دهان باز ایستادند.
آوردهاند که خلیفه دوم از مغیرة بن شعبه، والی کوفه، خواست سرودههای شاعران مقیم در کوفه را در عصر اسلامی گردآوری نموده به او برساند، هنگامی که به طلب شعر سراغ لبید بن ربیعه رفتند، او سوره مبارکه بقره را در صحیفهای نوشت و به مغیره داد و چنین گفت: «أَبدَلَنِی اللهُ هذا فی الإسلامِ مکانَ الشعر?ِ» (جرجی زیدان، ????، ج ?، ص ??? و ???) یعنی خداوند در سایه اسلام این آیات نورانی را به جای شعر به من ارزانی داشت. برخی نقل کردهاند که او پس از تشرف به اسلام تنها یک بیت سرود و آن هم حمد و ستایش خداوند است که لباس برازنده اسلام را بر تن او درآورد:
الحمدُ للهِ أن لَم یأتِنِی أَجَلِی** حتّی لَبِستُ مِنَ الإسلامِ سِربالاً
(همان، ج ?، ص ???)
این بود که سرودههای شاعران به نور قرآن درخششی دیگر یافت؛ زیرا آنان تمامی یک آیه یا فرازی از آن را در شعر خود وام میگرفتند. نکته جالب توجه آن است که اگر قبل از نزول قرآن کریم، اقتباس از دیگر شاعران عیب و ننگ و درشمار و سرقت ادبی بود، حال اقتباس از قرآن مایه افتخار شاعر و زینتافزای اثر او میشد. اندکاندک این رویه رواج یافت، بهگونهای که موضوع اقتباس یا تضمین از قرآن کریم به بابی فراخ بدل گشت، و در نتیجه کتبی بهصورت مستقل به آن اختصاص یافت که از آن جمله میتوان به «الاقتباس من القرآن الکریم» ابومنصور ثعالبی نیشابوری (م. ??? ق)، «توشیح البیان بالملتقط من القرآن» حریری (م. ??? ق)، «رفع الإلباس وکشف الالتباس فی ضرب المثل من القرآن» و «الاقتباس» سیوطی (م. ??? ق) اشاره کرد. فقها نیز با حکم به جواز اقتباس در موارد مشروع، بر شور این قرآن محوری افزودند. (الأثری، ???? ق، ص ???)
اقتباساز قرآن از آغاز شیفتگی مسلمانان به این کتاب آسمانی تاکنون رواج داشته و هر روز متناسب با بهره معنوی بشر از قرآن، جلوه و رنگی تازه به خود میگیرد. نهجالبلاغه که برادر قرآن و بیان بیمانند امیرمؤمنان شده، تعبیری دیگر و تفسیری بیهمتا از آیات تابناک وحی است. با نگاهی گذرا به این یادگار گرانسنگ، رایحه دلانگیز سخن حضرت دوست از زبان مولا، کام جان را شیرین میکند و به قول شیخ اجل سعدی:
حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود ** یا از دهان آنکه شنید از دهان دوست
آری آمیختگی نهجالبلاغه با قرآن کریم به آمیختگی شیر و شکر می ماند، اما اهمیت و ارج این پیوند به این است که ظاهری نیست، و به تعبیر زبانشناسان به روساخت? محدود نمیشود؛ بلکه به ژرف ساخت? نهجالبلاغه پیوند میخورد. پرسش اساسی این است که انگیزههای امام علی× از اقتباسهای قرآنی چه بوده است؟ و دیگر اینکه کارکردهای اقتباس قرآنی در نهجالبلاغه چیست؟ برای پاسخ به این پرسشها نخست به بررسی مدلهای اقتباسقرآنی نهجالبلاغه میپردازیم.
گونههای اقتباس قرآنی
اقتباس در لغت از ماده «قبس» و بهمعنای پاره و شعلهای از آتش است. در زبان عربی میگویند: «قَبَستُ من فلان?ٍ ناراً واقتبستُ منهُ عِلماً» از او آتش گرفتم یا علم و دانشی برگرفتم. (ابنفارس، ????، ج ?، ص ??؛ ابنمنظور، ????، ج ??، ص ??) بنابراین اقتباس بهمعنای گرفتن از چیزی و بهرهمندی از آن و در اصطلاح آرایهای ادبی است که گوینده بخشی از سخن دیگری یا معنای آن را در کلام خود بیاورد. منبع اقتباس میتواند قرآن کریم، احادیث پیامبر| یا ضربالمثلها و هر سخن دیگری باشد؛ البته شرط اصلی اقتباس آن است که به منبع اقتباس و گوینده اصلی اشاره نشود. (الرازی، ????، ص ???؛ النویری، ج ?، ص ???؛ المیدانی، ????، ج ?، ص ???). کمیت و کیفیت اقتباس، گویای میزان و چگونگی پیوند دو پدیدآورنده با هم است؛ بدین ترتیب که هر قدر کمیت اقتباس بالاتر باشد، تنوع و عمق اقتباس در اثر اقتباسکننده بیشتر است و نشان از ذوب اقتباسکننده در اقتباس شونده دارد.
آنچه در این مقاله مورد عنایت است، وامگیری و اقتباس از قرآن کریم در اثر ماندگار امیرمؤمنان علی×، یعنی نهجالبلاغه است. هر چند گروهی وجود این اقتباسهای قرآنی در نهجالبلاغه را دستمایهای برای شبهه پراکنیهای بیاساس ساختهاند و آن را از جنس سرقت ادبی بهشمار آوردهاند و در اثبات مدعای خود ناشیانه به باب سرقات در مصادر بلاغی استناد جستهاند! باید گفت اینان مصداق سروده ابونواس (م. ??? ق) شاعر عصر عباسیاند که: «حفظتَ شیئاً وغابَت عنکَ أشیاءُ». (البستانی، ????، ج ?، ص ??) اگر آنان اندکی انصاف و آگاهی داشتند درمییافتند که ارباب بلاغت و نقد ادبی، اقتباس از قرآن کریم و احادیث نبوی را نه تنها جزء سرقات بهشمار نیاوردهاند که آن را مبارک و مقبول یافتهاند. (مطلوب، ???? ق، ج ?، ص ???)
از سویی سرقت در یک اثر ادبی زمانی مصداق مییابد که اثر مذکور قابل سرقت باشد و بتوان پارهای یا تمامی آن را به خود منتسب نمود. اما سرقت از کتب آسمانی و شاهکارهای ادبی در هر فرهنگ و تمدنی، منتفی و اساساً بیمعناست؛ چون این آثار شناخته شدهتر از آن است که کسی فکر سرقت از آن را در مخیله خود راه دهد.
باری با نگاهی به اقتباسهای پرشمار نهجالبلاغه میتوان گونههای اقتباس را در این کتاب ارزنده به پنج شکل دید: ?? اقتباس کامل، ?? اقتباس جزئی، ?? اقتباس متغیر، ?? اقتباس اشارهای، ?? اقتباس استنباطی.
?? اقتباس کامل
در این نوع از اقتباس، عین نص قرآنی در اثر و کلام متکلم بهکار گرفته میشود؛ بیآنکه هیچ تغییر یا دخل و تصرفی در آن ایجاد گردد. انگیزه چنین اقتباسهایی را میتوان در موارد ذیل خلاصه کرد:
? ـ ?? تفسیر قرآن کریم؛ در مواردی امیرمؤمنان× در خطبههای خود آیات نورانی قرآن را تفسیر فرمودهاند. مانند: «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ برَبِّکَ الْکَر?ِیم?ِ» (انفطار / ?) که فصلی مستقل به آن اختصاص دادهاند (الرضی، ???? ق، ص ???) و از همین قبیل است آیه شریفه: «الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» (عنکبوت / ? و ?) که امام× این آیه را در پاسخ به سئوال مردی تلاوت و تفسیر نمودند که از ایشان خواست در باب فتنه از دیدگاه رسول خدا| سخن بگوید. (همان، ص ???)
? ـ ? استدلال و احتجاج؛ گاه امام علی× برای روشنگری بهتر و اقناع مخاطب از آیات قرآن بهره میگیرد. نمونههای این گونه اقتباس در نهجالبلاغه فراوان است، مانند: «وَلِلَّهِ عَلَى النَّاس?ِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنْ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبیلًا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنْ الْعَالَمِینَ» (آلعمران / ??) ایشان از آیه فوق در نخستین خطبه نهجالبلاغه برای بیان جایگاه، ابعاد و فلسفه فریضه حج بهره جستهاند. (همان، ص ??)
?? اقتباس جزیی
مراد از اقتباس جزیی اقتباسی است که ترکیبها و عباراتی گزیده از قرآن در متن دیده میشود. بدیهی است که این گونه از اقتباس، پربسامدترین گونه اقتباسها را آثار ادبی تشکیل میدهد، بهطوریکه کمتر صفحه یا فرازی از نهجالبلاغه، خالی از آن مینماید. این نوع اقتباس در درجه نخست نشانه انس با قرآن است. در طول تاریخ افراد بسیاری بودهاند که به دلیل انس فراوان با کتاب خدا همیشه به قرآن استشهاد میکردند و حتی نیازهای گفتاری روزمره شان را با عبارات نورانی قرآن بیان مینمودند. بنابراین امام علی× قرآن ناطق، شایستهترین فرد به بهرهجویی از فرازهای نورانی کلام وحی در گفتهها و نوشتههای خود است، از جمله این اقتباسهای جزئی است:
… لقد رأیتُ أصحاب محمّدٍ صلّی اللهُ علیه وآلِه، فما أری أحداً یشبهُهم منکم، لقد کانوایصبِحونَ شُعثاً غُبراً، وقد باتوا سجّداً و قیاماً؛ (همان، ص ???) همانا یاران پیامبر| را دیدم، کسی را نمیبینم که همانند آنها باشد. روز را ژولیده مو، گردآلود به شب میرساندند و شب را به نوبت، در سجده یا قیام بهسر میبردند» (شهیدی، ????، ص??)
در عبارت پیشگفته امام علی× پس از بیان ضرورت اتباع از اهلبیت عصمت و طهارت^، و در مقام مقایسه اصحاب خود با اصحاب رسول خدا از آیه «والذین یبیتون لربّهم سجّداً و قیاماً» (فرقان / ??) اقتباس نمودهاند. از این عبارت بوی عتاب و ملامت و تعریض نیز به مشام میرسد؛ زیرا حضرت این قیاس را قیاسی معالفارق میدانند.
گاهی اقتباسهای جزئی، کارکردی تفسیری و توضیحی دارد مانند: «لم یولد فیکون فی العزّ مشارَکاً و لم یلِد فیکون موروثاً هالکاً؛ (الرضی، ???? ق، ص ??? و ???) او که به بزرگیاش میستاییم، زاده نشده است تا در عزت وی را شریک شوند و کسی را نزاده است تا چون مُرد، میراث خوار او بُوَند.» (شهیدی، ????، ص ???) و بر کسی پوشیده نیست که بخشهای برجسته شده در عبارت حضرت× برگرفته از سوره توحید است.
در مواردی نیز هدف از این اقتباس استدلال است، مانند: «فَالحذَرَ الحذَرَ أیها المُستَمِعُ، والجِدَّ الجِدَّ أیها الغافِلُ، … وَلَا ینَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیر?ٍ» (الرضی، ???? ق، ص ???) امیرمؤمنان× در این فراز نیز در تأیید اندرز خود و آگاهی از حقیقت سخن خویش به این پاره از آیه ?? سوره مبارکه فاطر استناد نمودهاند.
در مواردی نیز اقتباسهای جزئی، کارکردی دو سویه دارند، بدین معنا که از یکسو کارکرد استدلالی و از سوی دیگر کارکردی زیبایی شناختی دارند و بهرهمندی از این کارکرد توأمان آفریننده اثر زیباست و از جمله آن، سخن حضرت در وصف منافقان است: «یقُولونَ فَیشَبِّهُونَ، و یصِفونَ فَیمَوِّهُونَ، قَد هَوَّنُوا الطَّریقَ، وأَضلَعُوا المَضیقَ، فَهُم لُمَةُ الشیطان?ِ، وَ حُمَةُ النیران?ِ أُوْلَئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَان?ِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَان?ِ هُمْ الْخَاسِرُونَ» (الرضی، ???? ق، ص ???) در این فراز از سخن حضرت مولا قسمت برجسته شده، اقتباسی است از قرآن کریم. (مجادله / ??) سجع موجود میان سخن حضرت و آیه شریفه که در فواصل به دو حرف الف و نون ختم می شود، هارمونی و تناسب آوایی میان متن خطبه و آیه شریفه را فراهم آورده است، و بدین ترتیب کارکردی زیبایی شناختی دارد. نمونه دیگر آن عبارت: «اِعمَلُوا لِیومِ تُذخَرُ لَهُ الذخائرُ، وتُبلَی فیهِ السَّرائرُ» (الرضی، ???? ق، ص ???) که از آیه شریفه «یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» (طارق / ?) اخذ شده و نقش سجع موجود میان عبارت حضرت، و عبارت قرآنی در تأثیر و جلوهسازی آوایی بهخوبی نمایان است.
?? اقتباس متغیر
منظور از اقتباس متغیر آن است که نویسنده یا متکلم بخشی مستقل از آیه قرآنی را از سیاق جدا میسازد و با ساختاری تغییر یافته در لایه صرفی یا نحوی، در اثر و سخن خود بهکار میگیرد؛ بدین روی میتواند در ساختار به شکلهای گوناگون دخل و تصرف نماید، گاه با افزودن و گاه با کاستن، دمی با تقدیم و دمی با تأخیر. پارهای از اقتباسهای نهجالبلاغه از این دست است که حضرت با تغییراتی در ساختارهای قرآنی آنها را به سبک خود در خطبهها و نامههایشان بهکار گرفتهاند.
به نظر میرسد هدف از این تغییرها، گاه بهواسطه اقتضائات ساختاری سخن بوده است. مانند: «فَلَسنَا نَعلَمُ کُنهَ عَظَمَتَکَ، إِلّا أنّا نَعلَمُ أنّکَ حَی قَیومٌ لا تَأخُذُکَ سِنَةٌ ولا نَومٌ لَم ینتَهِ إِلیکَ نَظَرٌ وَلَم یدر?ِککَ بَصَرٌ أَدرَکتَ الأَبصارَ وَأَحصَیتَ الأَعمالَ وَأَخَذتَ بِالنَّواصِی وَالأَقدام?ِ» (همان، ص ???) این فراز از چندین آیه به شکل ذیل سامان یافته است:
?? «أنّکَ حی قیومٌ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ» برگرفته از آیه ??? بقره است: «لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ».
?? «لم ینته إلیک نظر ولم یدرِککَ بصرٌ أَدرکتَ الأبصارَ» برگرفته از آیه ??? سوره انعام است: «لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.»
?? «أخذتَ بالنَّواصی و الأقدام» برگرفته از آیه ?? سوره الرحمن است:«یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَالْأَقْدَام?ِ» (الرحمن / ??)
البته در تعبیر امیرمؤمنان دو تغییر دیده میشود:
اول. تغییر زمان فعل از حال به ماضی: این تغییر با انگیزه بلاغی انجام یافته؛ بدینمعنا که آن حضرت برای نشاندادن تحقق حتمی فعل در آینده آن را در ساختار ماضی و گذشته بهکار گرفتهاند. چنین بازآفرینی با سبک قرآن بیگانه نیست؛ زیرا نمونههای تعبیر از آینده به شکل ماضی، به همان انگیزه مذکور، پرشمار است مانند آیه اول سوره واقعه «اِذَا وَقَعَتْ الْوَاقِعَةُ».
دوم. تغییر از غیاب به خطاب: این تغییر که از آن با نام صفت التفات یاد میشود، با توجه به اقتضای سخن حضرت که در مقام خطاب به حضرت حق است انجام شده است. این اسلوب خطاب، به رابطه میان متکلم و مخاطب جان میبخشد وآن را عینیتر و محسوستر مینماید و فاصلهها را برمیدارد.
گاهی هم این تغییر در ساختارهای قرآنی به انگیزههای بلاغی بوده است مانند: «و تُبَرَّزُ الجحیم للغاوین» (همان، ص ???) که برگرفته از «وَبُرِّزَتْ الْجَحِیمُ لِلْغَاوِینَ» (شعراء / ??) است. انتقال از ماضی به حال نیز از این باب توجه برانگیز است که زمان ماضی، سپری شده، اما فعل دال بر زمان حال معنا را زنده و در حال وقوع و عینی و محسوس و ملموس جلوهگر میسازد، چندان که گویا اکنون مخاطب آن را با لعیان میبیند حس مینماید و پیامد نمود یافته کار خود را در فعل، برداشت میکند.
امیرالمؤمنین× خطبه معروف «الجهاد» را با ذکر جهاد و بیان اهمیت و جایگاه آن و پیامدهای ناگوار وانهادن جهاد و سستی در آن آغاز کرده، میفرمایند: «وَقَد دَعَوتُکُم إلی حَربِ هَؤُلاءِ القَوم?ِ لَیلاً وَنَهاراً» (همان، ??) این فراز آیه «قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلًا وَنَهَارًا» (نوح / ?) را تداعی میکند. در آیه قرآنی بحث از دعوت مردم وسیله نوح× به خداپرستی است و در گفتار امیرمؤمنان×، سخن از فراخوان مردم به جهاد در راه خدا از ناحیه آن حضرت است.
ممکن است این اقتباس برای مقایسه میان دعوت نوح× و دعوت امام× باشد؛ بدینمعنا که همانگونه که نوح پیامبر، مردم را به خداپرستی دعوت نمود، امام× نیز قوم خود را به جهاد در راه خدا فرا میخواند و آنان را به این مهم ترغیب و تشویق مینماید و از عواقب ناگوار ترک جهاد در راه خدا برحذرشان میدارد. این همه فضاسازی معنایی، به مدد بهرهگیری از تعابیر نورانی قرآن کریم است. امام علی× به لطف اقتباس قرآنی، ضمن یادآوری جایگاه خود به مردمانی که ناآگاه یا مغرض و بدخواه بودند، پیام خود را بیکم و کاست به مخاطبان انتقال داده، به مدد همین اقتباس قرآنی، رنجها و دردهای خود را به تصویر کشیده است؛ این تصویر از رهگذر تأمل در اقتباس حضرت و مقایسه خود با نوح پیامبر به دست میآید.
دومین نکته مهم در اقتباس متغیر آن است که مانند نمونه پیشگفته امام× سخن اقتباس شده را در فضایی جدید و برای مصداق و دلالتی جدید به کار گرفته است و این مزیت اقتباس بهشمار میآید که به یک فن ابداعی و ابتکاری بدل میشود.
حقیقت انکار ناپذیر این است که زبان در اثر بهرهجوییهای پیوسته، زیبایی و جذابیت و اثرگذاری خود را از دست میدهد و آرایههای ادبی و صور خیال به ابتذال و فرسودگی کشیده میشود و به اصطلاح به حالت خودکاری? یا خنثی تنزل مییابد. فرایند خودکاری زبان در اصل بهکارگیری عناصر زبان است، بهگونهای که به قصد بیان موضوعی بهکار برود، بدون آنکه شیوه بیان جلب نظر کند و مورد توجه اصلی قرار گیرد.
این مقولهای بود که در مکتب فرمالیسم روسی? در نیمه دوم سده میلادی گذشته، مطرح شد. فرمالیستها یا صورتگرایان روس برای برون رفت از معضل خودکاری زبان، برجستهسازی? را پیشنهاد کردند؛ بدینمعنا که نویسنده و ادیب عناصر زبان را طوری بهکار گیرد که شیوه بیان جلبنظر کند و غیرمتعارف باشد. (صفوی، ????، ص ?? ـ ??)
لذا تغییرهای این اقتباسها، تعابیری را که در اثر انس و ممارست بسیار با یک اثر، برای مخاطب، عادی و خودکار شده؛ از نو سامان میدهد و به مدد این تغییر او را به بازنگری در پیامهایی وامیدارد و دیدگاه مورد نظر را به او القا میکند که فرستنده پیام درصدد رساندن آنها به گیرنده است و این نکات در اقتباس متغییر به چشم آمدنی است.
?? اقتباس اشارهای
در این گونه اقتباس، آفرینشگر ادبی با اشاره یا نشانهای کوتاه به برخی اشخاص یا حوادث و داستانهای قرآن کریم، به اثر خود غنا و عمق میبخشد و با همین اشاره یا نشانه، تمامی ماجرا برای مخاطب یادآوری میشود؛ بیآنکه حضور لفظی کامل از ماجرا در متن باشد. بنابراین اقتباس اشارهای بر پایه معدود واژگانی از متن اصلی و مادر بنا میشود. شاید مراد ثعالبی از: «تداول الشعراء معنی أصله من القرآن» (الأثری، ???? ق، ص ???) همین اقتباس اشاره ای باشد.
این گونه اقتباس در بلاغت کلاسیک، نامهایی متعدد دارد. ابن رشیق قیروانی (م. ??? ق) نیز سخنی در همین معنا دارد، آنجا که میگوید: «و من التضمین ما یحیل الشاعر فیه إحالة و یشیر به إشارة فیأتی به وکأنّه نظم الأخبار أو شبیه به.» (ابنرشیق القیروانی، ????، ج ?، ص ??) علاوه بر او نویری (النویری، بیتا، ج ?، ص ???) و حلبی (الحلبی، ????، ص ???) آن را تضمین نامیدهاند. برخی بلاغتدانان مسلمان نیز این گونه اقتباس را با نام «التلمیح» بازشناساندهاند. (الرازی، ????، ص ???؛ القزوینی، بیتا، ص ???؛ التفتازانی، ????، ص ???؛ ابنعربشاه الإسفراینی، ????، ج ?، ص ???) ناگفته نماند، خطیب قزوینی تلمیح را جزء سرقات برشمرده است. (القزوینی، بیتا، ص ???) نگارنده مقاله بر این باوراست که شهرت ماده اقتباس شده ـ صرف نظر از اصطلاحی که بر آن اطلاق کنیم ـ مانع از آن است که کسی داعیه ابتکار آن مقوله و داستان را داشته باشد؛ تا ما بتوانیم تلمیح را سرقت ادبی تلقی کنیم.
از اینرو دیدگاه خطیب قزوینی درست به نظر نمیرسد و تلمیح نه تنها مذوم و نکوهیده نیست؛ بلکه از یکسو به جهت ایجاز کلام و از دیگر سو بهواسطه انتقال مخاطب به فضای معنایی خاص، در نفوذ کلام، نقشی برجسته ایفا می کند.
علی صدرالدین بن معصوم مدنی ضمن واگویه تعریف دیگران در باب تلمیح آن را به چهار دسته تلمیح قرآنی، تلمیح حدیثی، تلمیح شعری و نهایتاً تلمیح ضربالمثلی تقسیم نموده است. (المدنی، ????، ج ?، ص ???) این تقسیمات نیز گویای شهرت و گستره انتشار و کثرت تداول در افواه ماده اقتباس شده هستند و سرقت آن را ناممکن میسازند. ذیلاً به برخی نمونههای این اقتباس در نهجالبلاغه اشاره میکنیم:
ماجرای اسکان حضرت آدم× در بهشت و وسوسة ابلیس و هبوط او به زمین، و پذیرش توبهاش از سوی حضرت حق، بهصورت اقتباس اشارهای در خطبه اول نهجالبلاغه با این عبارات آمده است: «ثمّ أَسکنَ آدمَ داراً أَرغَدَ فیها عَیشَهُ وآمَنَ فیها مَحلّتَه وحَذَّرَهُ إبلیسَ وعَداوتَه، فَاغتَرَّهُ عدُوُّهُ نَفاسَةً علیه بدار?ِ المُقام?ِ، ومُرافَقَةِ الأبرار?ِ…?؛ (الرضی، ???? ق، ص ??) «پس خدای سبحان آدم را در خانهای آرام داد، جایگاهی در امان و بیبیم، با زندگی فراخ و پرنعیم و او را از شیطان بترسانید که دشمنی است لئیم. اما دشمن او برنمی تافت که آدم با نیکوکاران در بهشت به سر بَرَد… .» (شهیدی، ????، ص ?) این ماجرا به روایت قرآن کریم چنین است: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى * فَقُلْنَا یَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَکَ وَلِزَوْجِکَ فَلَا یُخْرِجَنَّکُمَا مِنْ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى * إِنَّ لَکَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّکَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَى * فَوَسْوَسَ فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَا یَبْلَى * فَأَکَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَان?ِ عَلَیْهمَا مِنْ وَرَق الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى * ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیْهِ وَهَدَى * قَالَ اهْبطَا مِنْهَا جَمِیعًا بَعْضُکُمْ لِبَعْض?ٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَى.» (طه / ??? ـ ???)
شاید برجسته ترین نکته در این نوع اقتباس، تغییر اسلوب یا سبک سخن باشد. همانگونه که میبینیم سبک گفتگو و محاورهای قرآن در نقل امیرمؤمنان به سبک روایت تبدیل شده است؛ یعنی مخاطب به جای خواندن گفتگوها میان افراد داستان، ماجرا را از زبان راوی میشنود.
نمونه دیگر این اقتباس در حکمت ???از کلمات قصار آن حضرت نمود یافته که گردآورنده نهجالبلاغه نیز به این اقتباس و سرچشمههای قرآنی آن به نیکویی اشاره نموده است. در این حکمت میخوانیم:
مَن أُعطِی أربعاً لم یحرَم أربعاً: مَن أُعطِی الدعاءَ لم یحرَمِ الإجابةَ، ومَن أُعطِی التوبةَ لم یحرَمِ القَبولَ، ومَن أُعطِی الاستغفارَ لم یحرَم?ِ المَغفِرةَ، ومَن أُعطِی الشُّکرَ لم یحرَم?ِ الزِّیادةَ… . (الرضی، ???? ق، ص ???)
شریف رضی در تعلیق خود بر این جمله گهربار با اشاره به منبع قرآنی آن، میگوید: کتاب خدا بر این سخن صحه میگذارد، خداوند در خصوص دعا فرموده است:
ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ. (غافر / ??)
و درباره استغفار فرموده:
وَمَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرْ اللَّهَ یَجِدْ اللَّهَ غَفُورًا رَحِیمًا. (نساء / ???)
و در مورد سپاسگزاری و شکر فرموده است:
لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ. (ابراهیم / ?)
و در زمینه توبه گفته است:
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُوْلَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا. (نساء / ??)
مشخصه این نوع اقتباس ایجاز و فشردهگویی و به اصطلاح زبانشناسان «اقتصاد زبانی» یا «کم کوشی زبانی»? است. نگاهی به سیاق قرآنی و تعبیرهای نهجالبلاغه مؤید این امر است. گذشته از این دقت تعبیر نیز از ویژگیهای بارز این گونه اقتباس است.
?? اقتباس استنباطی
پراهمیتترین گونه اقتباس همین نوع است. اگر در گونههای پیشین اقتباس، محوریت کموبیش با لفظ بود، در این گونه اقتباس، نویسنده با الهام گرفتن از یک آیه قرآنی و پس از دریافت و درک مضمون، آن را به حکم ذوق و قریحه خود بیان میکند؛ بهگونهای که خواننده حضور لفظی محسوس، یا ذکری صریح از قرآن نمیبیند.
به دیگر سخن این اقتباس را میتوان اقتباسی معنایی دانست و نظر به محوریت ایده و اندیشه قرآنی در این نوع از اقتباس، تابع شکل و قاعدهای خاص نیست، همچنین تشخیص و کشف آن دشوارتر از دیگر گونهها بوده و اشراف بهمعانی قرآنی را میطلبد؛ چون نشانههای متن اصلی در کشاکش ظهور و خفا و طلوع و محاق است.
از نمونههای روشن آن این خطبه است: «فَکَم مِن مُستَعجِل?ٍ بما إن أَدرَکَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَم یدرِکهُ…?؛ (همان، ص ???) «چهبسا شتابکاری که چون به چیزی که میخواست رسید، دوست داشت که کاش آن را نمیدید.» (شهیدی، ????، ص ???) عبارت یاد شده، تداعیکننده این آیه شریفه است که «أَفَبِعَذَابِنَا یَسْتَعْجِلُونَ * فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنذَر?ِینَ.» (صافات / ??? و ???)
از همین قبیل است: «اعلموا عبادَ اللهِ أنّ علیکم رَصَداً من أنفسکم وعُیوناً من جوارحکم…؛ (الرضی، ???? ق، ص ???) بندگان خدا! بدانید که از شما بر شما نگاهبانانی است و از اندامهایتان مراقبانی… .» (شهیدی، ????، ص ???)
این فراز اقتباسی است از آیه: «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ.» (یس / ??) همچنین این آیه از آن تداعی میشود: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ.» (نور / ??) در این نوع از اقتباس است که قوه ابتکار ادیب نمایان میشود و او با هنرمندی تمام، متن اصلی را به شکلی نو سامان میدهد و مضمون اقتباس خود را به شکلی دیگر در ذهن مخاطب القا میکند؛ زیرا دقت در اقتباس از آیات و گزینش واژگان و تعابیر، هنری است که از عهده هر کس برنمیآید.
نکته پراهمیت در اقتباس استنباطی، نقش این نوع اقتباس در تفسیر آیات قرآن و رازگشایی از مضامین والای آن است؛ بدین ترتیب که در پرتو استخراج اقتباسهای قرآنی نهجالبلاغه، میتوان تفسیری ناب از قرآن کریم در این مجموعه ارزنده بهدست آورد.
نتیجهگیری
اهم دستاوردهای این جستار در موارد ذیل خلاصه می شود:
?? پربسامدترین اقتباسهای قرآنی نهجالبلاغه، اقتباس جزئی و استنباطی است.
?? ظرافتهای معنایی و بلاغی اقتباس متغیر، بیش از انواع دیگر است؛ چون ادیب با انگیزه القای مفاهیم و دیدگاههای جدید، در متن اصلی دست به دخل و تصرف میزند.
?? دشوارترین گونه اقتباس از حیث تشخیص و مرجعیابی، اقتباس استنباطی است و مهمترین بعد اقتباس استنباطی، بعد تفسیری آن است.
?? انگیزههای اقتباسهای قرآنی نهجالبلاغه عبارتند از: تفسیر و توضیح، بلاغتافزایی یا زیباییافزایی و استدلال که گاه این کارکردها و گونههای مختلف اقتباس در یک اقتباس جمع میشوند.
?? مهمترین بُعد اقتباس استنباطی، بعد تفسیری آن است.
??. نظر به اینکه اقتباس، صنعت و آرایهای است فراتر از واگویه صِرف سخنان از پیشگفته، روا نیست آن را جزء سرقات ادبی تلقی نمود؛ بلکه در مواردی مثل اقتباس متغیر به جهت خلق فضا و دلالت جدید مسئلهای فنی و امری ابداعی و ابتکاری است.
منابع و مآخذ
قرآن کریم.
?? ابنرشیق القیروانی، ابوعلی الحسن، (????) العمده فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، ج ?، تحقیق محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، دارالجیل، الطبعه الرابعه.
?? ابنعربشاه الاسفرایینی، عصامالدین ابراهیم بن محمد، (???? ق) الأطول ترکیا، ج ?، بینا، بیجا.
?? ابنفارس بن زکریا، ابوالحسین احمد، (????) معجم مقاییس اللغه، ج ?، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، بیروت، دارالجیل، الطبعه الاولی.
?? ابنمنظور، ابوالفضل جمالالدین محمد بن مرکم، (????) لسان العرب، ج ??، بیروت، دار احیاء التراث العربی، الطبعه الاولی.
?? الاثری، محمد بهجه، (???? ق) الشعر و الشعرا و انواع اقتباساتهم من الفاظ القرآن الکریم و معاینه العدد البراع، المجلد السابع عشر، بغداد، وزاره الثقافه و الاعلام.
?? البستانی، فؤاد افرام، (????) المجانی الحدیثه، ج ?، بیروت، دارالمشرق، المطبعه الکاثولیکیه، الطبعه الثالثه.
?? التفتازانی، سعدالدین مسعود بن عمر، (???? ق) المطول، ترکیه، بینا.
?? الحلبی، شهابالدین محمود، (????) حسن التوسل الی صناعه الترسل، تحقیق د. اکرم عثمان یوسف، بغداد.
?? الرازی، ابوبکر فخرالدین، (????) نهایة الایجاز فی درایه الاعجاز، تحقیق احمد حجازی السقا، بیروت، دارالجیل و المکتب الثقافی.
??? الرضی، الشریف ابوالحسن، (???? ق) نهجالبلاغه، تحقیق صبحی الصالح، قم مؤسسه دارالهجره، مطبعه بهمن، الطبعه الخامسه.
??? زیدان، جرجی، (????) تاریخ آداب الغه العربی، ج ?، بیروت، منشورات مکتبه الحیاه.
??? شهیدی، سیدجعفر، (????) ترجمه نهجالبلاغه، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چ دوازدهم.
??? صفوی، کورش، (????) از زبانشناسی به ادبیات، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، چ اول.
??? القزوینی، جلالالدین محمد بن عبدالرحمن، (بیتا) الایضاح، تحقیق جامعه من علماء الازهر، القاهره.
??? القزوینی الخطیب، جلالالدین محمدبن عبدالرحمن، (????) التلخیص فی علوم البلاغه، تحقیق عبدالرحمن البرقوقی، القاهره، الطبعه الثانیه.
??? المدنی، علی صدرالدین بن معصوم، (????) انوار الربیع فی انواع البدیع، ج ?، تحقیق شاکر هادی شکر، النجف الاشرف.
??? مطلوب، د. احمد، (???? ق) معجم المصطلاحات البلاغیه و تطورها، ج ?، بغداد، مطبعه المجمع العلمی العراقی.
??? المیدانی، عبدالرحمن حسن حبنکه، (????) البلاغه العربیه اسسها و علومها و فنونها، ج ?، بیروت، دارالشامیه، الطبعه الاولی.
??? النویری، شهابالدین احمد، (بیتا) نهایه الارب فی فنون الارب، ج ?، تصحیح احمد الزین، القاهره، وزاره الثقافه و الارشاد القومی.
پی نوشت ها:
*. دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات عربی دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه اصفهان.
?? Surface Structure.
2. Deep Strucutre.
3. Automatization.
4. Russian Formalism.
5. Foregrounding.
6. linguistic economy.